سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

337

تاريخ ايران ( فارسى )

اساسى تسليم شهر شده بود ، معذلك يك انبار حاوى غله كه كفاف سه ماه اهالى را ميداد كشف شد و صاحب آن را برسم مجازات به يك چوب بسته و او را رها كردند تا از گرسنگى در انبار غلهء خود جان دهد . حتى امروز اين قضيه را برعليه شيرازيان بخاطر ميآورند . يك حمله به بندر عباس پس از آن دسته‌اى براى حمله به بندرعباس بدانصوب روانه شد ، و اهالى فرار كردند ، اما نمايندگان تجارتى اروپائى كه در سالهاى گذشته عدهء زيادى از قبايل بلوچ را شكست داده بودند در اين موقع خيلى نيرومند بودند و مقابلهء با آنها مشكل بود . افغانها كه از بدى آب‌وهوا تلفات زيادى داده بودند سيورساتى گرفته و با خوشحالى عقب نشستند . محمود از تصرف شيراز تشجيع شده و خود فرماندهى جنگ را در دست گرفته به ناحيهء كوه گلو در شمال بهبهان پيش رفت ، اما اعراب بدوى ارتش او را بستوه آوردند و نيز گرماى نزديك ساحل آنها را صدمهء بسيار ميزد ، بنابرين محمود مجبور شد باصفهان مراجعت كند و شبانه وارد شهر گرديد . توطئه و دسائس افغانى اين لشگركشى بدون موفقيت محمود و نيز شكستى در حملهء به يزد لطمهء سختى به حيثيت و اعتبار او وارد ساخته و بالاخره بر اثر اصرار نجبا و بزرگان خود مجبور شد اشرف را از قندهار طلبيده وليعهد خود نمايد . بعلاوه امان الله خان شغل خود را ترك كرده بود و با آنكه وانمود ميكرد كه مايل بآشتى و مصالحه است اما ظاهر و آشكار بود كه در اظهارات خود صادق و صميمى نيست . محمود براى راحت ساختن فكر و خيال خود به منظور اعتكاف و سير و سلوك قلبى بسردابه‌هاى كه معروف به تپسيه « 1 » مىباشد رفت و پس از چهارده روز اقامت در آنجا از اختلال

--> ( 1 ) - تپسيه ( Tapassia ) يك واژهء سانسكريت است و مشتق از تپ يعنى پرستش مىباشد . در اويش مسلمان آن را از هنديان اقتباس نمودند . معنى آن اين است كه روح از بدن خارج شده و با مقام كبريائى ميآميزد در كتاب شسترا فصلى در اين باب موجود است . ( مؤلف )